یه چیزی بگم؟
گاهی از این که دین ما و احکام شرعی و قانونی ما اینقدر مبتنی بر رافت هستند کلافه میشم. نمیخوام خدای نکرده چیزی رو زیر سئوال ببرم ها. اینم میدونم که گاهی بخاطر موقعیت زمانی و مکانی (در مقیاس عصر و دوره و زمانه)، اعمال قانون و حدود شرعی، روش خاصی رو می طلبه. یعنی گاهی تعدیل میشه، گاهی قابل خریدن میشه و گاهی قاطع و بی چون و چراست.
اما یه چیزی رو هرگز نمی تونم قبول کنم. اونم ممنوعیت شکنجه ی اون افرادیه که نوامیس مردم رو مورد آزار و اذیت قرار میدن. چرا نباید شکنجه بشن؟چرا امحاء وجود پلیدشون، آنی (خفه شدن و شکسته شدن گردنشون) و نهایتا با چند ده یا چند صد ضربه شلاق همراهه؟ این که فقط محو کردن وجودشون و جلوگیری از تکرار اعمالشونه! این ضربات شلاق (که برای فرود آوردن ضرباتش هم حد و اندازه تعیین شده و از حد خاصی نباید محکمتر فرود بیاد) کافیه؟ آیا زنان و دخترانی که به هر شکلی مورد اذیت قرار گرفتند (از آزار کلامی و مزاحمت های گذرا توی خیابان بگیرید تا حد آخرش) فقط به همون اندازه آزار دیدند؟ فقط هم اون خانمهایی که ظاهرشون باعث و بانی حرفهای ناخوشایند و بی احترامی ها هست هدف افراد ولگرد شیر ناپاک خورده نیستند. همه ی خانمها هم بصورت بالقوه و هم بالفعل، در معرض مزاحمتهای شیطان صفت ها هستند.
خانمی رو میشناسم که محجبه (دقیقا منظورم استفاده از چادره) نیست ولی در مکانهای عمومی کاملا پوشیده و معقول لباس می پوشه. تعریف میکرد که یک بار توی تاکسی که نشسته بوده، یکی از همون شیطان صفت ها، از موقعیت سو استفاده کرده و دستش رو به سمت این خانم حرکت داده. این دوست ما هم معطل نکرده و با مشت، محکم کوبیده وسط آرنج یارو. اون هم فوری به راننده گفته نگه داره و در حالیکه دستشو می مالیده پا به فرار گذاشته. دردی که اون تحمل کرده نهایتا چند دقیقه یا چند ساعت طول کشیده (اگه فرض کنیم دوست ما، شیرزن بوده و مشتی محکم تر از هزار تا مرد ورزشکار داشته که احتمالا داشته چون شدت خشمش بهش اجازه میداده!). ولی احساس تلخ مورد توهین قرار گرفتن و حالت تهوع غیر قابل توصیفش، برای اون خانم شاید تا سالها ثابت بمونه.
چند ضربه شلاق و حبس کشیدن و اعدام شدن جواب اعمال این موجودات نفرت انگیز نیست. اعدام بشند که از مجازات دائمی دنیوی خلاص بشن؟ پس سهم " قصاص " متناسب با آزاری که فراهم کردند چی میشه؟ با توجه به اینکه این موجودات پلید مثل غده های سرطانی نیستند که بی دخالت عقل و اراده ضرر رسونده باشند. باید بابت عمل ارادی و وحشیانه شون هم مجازات بشن. نه اینکه فقط محو بشن. نباید بهشون به چشم موجودات بی اختیار و بی عقل نگاه کرد. عامدا و آگاهانه سراغ فساد و آزار میرن.
کاش راهی بود که شکنجه کردن این آدمها مجاز و حلال تر از هر عمل حلال دیگه ای بود. بیشتر از صد تا راه برای شکنجه ی دردناک این خبائث به ذهنم میرسه. اصلا هم از اینکه کسی بهم نسبت بیرحم و خطرناک بده ناراحت نمیشم! ساده ترین شکنجه اینه که پوست تنشون رو چند سانت چند سانت بکنند، روش نمک بپاشند. بعد دو سه روز به حال خودشون بذارن که جای زخمشون خوب بشه. بعدش، زخم نصفه نیمه جوش خورده رو دوباره باز کنند و این بار محلول رقیق شده ی اسید روش بریزن. (رقیق باشه تا یهو یکجا گوشتشونو از بین نبره). البته این برای اون دسته که تجاوز به عنف مرتکب شدند روش بهتریه. اثرش مدت طولانی تری می مونه. دردش هم همینطور. اما باز هم فکر نکنم گوشه ای از عذابی که زنان و دختران بی گناه و بی دفاع آزار دیده تحمل کردند رو جبران کنه.
الهی که آقا حضرت ابوالفضل (ع) حکمشون رو درمورد اونهایی که مزاحم نوامیس مردم میشند صادر کنند. چه در این دنیا و چه در آخرت.
والسلام.
اهم
چیزه...
سلام.
فعلا دارم از تصور اون طرح شکنجه گلاب به روتون می شم.
برم بعدا بیام.
سلام از بنده.
روی گلابی ام سیاه!
ولی شکی نداریم که حال زنان و دختران بیگناهی که مورد آزار قرار گرفتند و خانواده هاشون و مردهای با غیرتشون که خونشون به جوش اومده، گلاب به رو تره! نیست؟ نه یک روز و دو روز ...(هیچکس نبینه به حق پنج تن آل عبا...)
تشریف بیارید. قدمتون بالای سر.
سلام
حالا اینهمه خشانت لازمه! :)
ولی از طرفی حق با شماست.میدونید بعضی وقتها فکر میکنم این یه جور بیماری که گریبان این آدمها رو میگیره!
راستش یکی از اشکالات جامعه ما این است که قوانین مدون هم ضمانت اجرایی ندارد.
در ضمن این آوای جدیدم دوست دارم :)
در عوض حتماْ تهران به امید خدا خیلی میبینمتون :)
سلام قربان شکلت.
کدوم همه؟!!! این مثال، " ساده ترین " نوع گوشمالی بود که ذکر کردم!!!
(مختاری که منو یا شکل از اون گردالی ها که دو تا بال دارند تصور کنی یا شکل اون گردالی بنفش شاخداره که تبسم شیطانی داره!!!)
انشاللللللله .... چشم به راه تشریف فرمایی ات هستم عزیزم.
این نوشته رو بعد از بالایی دیدم.
همون کاری که اون خانم در تاکسی انجام داد درسته. خیلی هم درسته. درس عبرتی میشه تا طرف دیگه از این غلطا نکنه. این یک.
دوم:
بهتر نبود این ها رو میبردند نزد روانپزشک و تحت درمان قرار می دادند؟ مثل این غربی ها؟ یا مثلاً نازشون میکردند و میگفتند:
تو گناهی نداری! والدین و جامعهات مقصرند. تو، اوفی! تو خوبی؟ دقیقاً مثل این مسخره بازیهای غرب!
از شما بیشتر معتقدم اگه خانمها چاقوی ضامن دار و اسپری فلفل و اسپری اشک آور همراهشون داشته باشند هم خوبه.
بی شوخی میگم. وقتی امنیت برقرار نیست و امنیت خانمها تضمین شده نیست خودشون باید مراقب خودشون باشند.
مادر بزرگم خدا بیامرز در دوره ی قبل از انقلاب (که هنوز جوون اما محجبه بود و چادر سرش میکرد) همیشه یه سنجاق قفلی دم دستش نگه میداشت. تا احساس میکرد کسی داره از حد خودش تجاوز میکنه سنجاقه رو باز میکرد فرو میکرد توی دست یارو!! طرف هم نمیتونست اعتراض کنه چون خودش میدونست دستش رو زیادی نزدیک آورده :))
نور به قبرت بباره مامان بزرگی. کاش هنوز زنده بودی. :(