همیشه توی آگهی های استخدام روزنامه چشمم به شغل " مدیریت فنی بند ب " میفتاد. اینو میدونستم که این دسته از مدیران در آژانسهای سیاحتی و مسافرتی کار می کنند ولی نمیدونستم ماهیت رشته شون چیه و کجا همچین دوره ای رو میگذرونند.
تا اینکه چهار پنج هفته پیش یه آگهی دوره ی مکاتبه ای نیمه حضوری مربوط به این نوع مدیریت ( و دوره ی آموزش راهنمایان تور = tour leadering) رو توی روزنامه دیدم. کنجکاوی مو با تماس تلفنی و کسب اطلاعات کامل ارضا کردم. البته به ارضای کنجکاوی بسنده نکردم و تصمیم گرفتم از این فرصت مکاتبه ای بودنش (و اینکه مجبور نیستم چند ماه با هزار جور جنگولک بازی و خواهش و اره شدن اعصاب و استدلال، صاحب اختیارمو متقاعد کنم که حضور در این کلاسها ضرری برای بنیان و اساس خانواده نداره) استفاده کنم و برای آشنایی و گرفتن مدرک (به درد بخور)ش اقدام کنم. به درد بخور بودن مدرک دراینه که کسی که این مدرک رو داشته باشه میتونه آزانس مسافرتی تاسیس کنه و اگه خودش هم نخواد و یا نتونه اونجا حاضر باشه میتونه مدرکش رو در اختیار کسی که سرمایه داره ولی مدرک نداره قرار بده. شرطش هم فقط داشتن مدرک تحصیلی بالای دیپلم دبیرستانه.
سرتونو درد نیارم. ثبت نام کردم و حالا به شدت در احساس رضایت غرق هستم. یکشنبه ی هفته ی قبل سر یکی از کلاسهای این دوره حاضر شدم. دلیل رضایتم نه تنها هیجان یادگیری سرفصل های جدیده، بلکه فرصت آشنایی با دوستان و اساتیدی هست که با بودن در کنارشون، احساس آرامش و همدلی میکنم. روح تشنه و ساکت من دنبال همزبان ها و همدلانی هست که منو به خود تقریبا فراموش شده ام نزدیک کنند. این کلاسها و این مباحث، این معجزه رو در اختیارم گذاشتند.
خدایا شکرت.
سلام فرشته جان ...موفق باشی...دعا کن من هم که سال آخر دانشگاه هستم یه کار خوب گیرم بیاد..البته یه خورده امیدوار شدم....که این مدرک دانشگاه آزاد به درد می خوره...مرسی..خوشحال می شم به من هم یه سر بزنی..مرسی منتظرم...بای
سلام. انشالله که یک کار با رزق و روزی فراوان و پایدار پیدا کنید.
هیچ دوره ی آموزشی بی فایده نیست. به ندرت پیش میاد که وقت استخدام، فقط به مدرک نگاه کنند. توانایی های دیگه هم مورد ارزیابی قرار می گیره.
انشالله که موفقید.
الهی شکر که این فرصت ایجاد شد. ایشاللا مراحل بالای تحصیلی رو هم طی کنید.
به دعای دوستان خوبی مثل شما. ممنونم.
ضمناً احتمالاً به نحوی هم از دست محیط کارتون و ریاست محترم اونجا که گهگاهی ازش یاد میکنید راحتید.
نه. بخاطر نیمه حضوری بودن دوره، احتیاجی به حضور سر کلاسها نیست. میتونم روزهای یکشنبه که تعطیلم برم به صورت مستمع آزاد سر کلاس تمام وقت ها بشینم و یا عصرها.
ریاست محترم بخاطر عمل مهره های کمرشون چند هفته ای شده که نیستند و نخواهند بود. خدا همه ی بیماران رو شفا بده. آمین.
شوچر
(:
شوماره دادی، زنج زد؟ D:
دلیل رضایتم نه تنها هیجان یادگیری سرفصل های جدیده، بلکه فرصت آشنایی با دوستان و اساتیدی هست که با بودن در کنارشون، احساس آرامش و همدلی میکنم.
.
.
.
ثمرهء خانه را در بتخانه می جوییم!
نظرتون به دیده ی منت. شاید نباید اینطور می بود. شاید ....
آقا ایشالاه بیایم شیرینی فارغ التحصیلی دکتراتون رو بخوریم
من هم به شوق این داشنگاه رفتم که آخرش از این کلاههای سیاه منگوله دار بذارم سرم و باهاش عکس بگیرم! آدم خیلی باحال میشه! احساس میکنه مشدی فارغ التحصیل شده !
پس کو عکس کلاه منگوله ای تون؟ من میخوام ببینم :)
سلام ..
خیلی خوشحالم براتون ...
ادم گاهی بجز اینکه از زراعت ممکنه محصولی بدست بیاد از در مزرعه بودن لذت میبره ...
شاد باشی و کامروا دوست خوب من ..
بهترین توصیفی بود که از حال فعلی ام بابت این دوره آموزشی میشه گفت.
شما هم موفق باشی.
نه زیاد حرفهام رو جدی نگیرید. پشیمون شدم از رفتن.
من ده ساله که میگم میخواهم از محل کارم بروم یه جای دیگه هنوز نرفتهام.!
الحمدلله.
ولی جدی میگم. دوست ندارم از خوندن نوشته هاتون و باخبر موندن از احوالتون محروم بمونم.
ممنون از اینکه نگرانی مو رفع کردید.
خدا پدرتون رو رحمت کنه. روحش شاد (پایین بسته بود اینجا نوشتم)
لطفا خوانندگان فاتحه ایی بخوانند
ممنون از محبتتون دوست خوب من.
خدا رفتگان شما رو هم رحمت کنه.
یا علی.