فرشته
سه شنبه 6 آذر 1386

این -  بیخبر  و بی خیال از همه چیز و همه کس در یه همچین محلی دوچرخه سواری کردن-  از اون مواردیه که ساعتها - بلکه سالها - و کیلومترها ازش دورم. چه اتفاقی باید رخ بده تا به شکلی ناگهانی از اینجایی که هستم و این شرایط یهویی توی اون موقعیت قرار بگیرم؟

این - بیخبر و بی خیال همه چیز و همه کس در یه همچین محلی دوچرخه سواری کردن و رفتن و رفتن - یکی دیگه از راههای آرام شدنمه. اگر چه که مثل اون نمیشه، ولی هر ازگاهی (به شرطی که هوا همینطور آفتابی باشه) با دخترک  میریم پارک چیتگر، در پیست امن مخصوص خانمها، و یک ساعتی دوچرخه سواری میکنیم و در انتها بعنوان جایزه، یه ۲۰۰ سی سی دوغ میزنیم به رگ.

بی خیال سرفه ها و تنگی نفس. فوق فوقش یه هفت هشت ده دقیقه ای سرفه و چند پاف اسپری سالبوتامول در انتظارمه... همه جوره می ارزه!!

 

 

 

چند ساعت بعد از تحریر:

الان به این عکس نگاه میکردم. به نظرتون این آقایی که سوار این دوچرخه هست، یک درصد هم احتمال میداد یه روزی یه نفر یه گوشه ی دنیا بشینه به این عکس و اون منظره و وضعیتی که اون توش قرار داره نگاه کنه و غبطه بخوره؟ اصلا معنای غبطه خوردن بابت چنین حالتی رو میدونه؟ یا اینکه نه! این هم یه صحنه ی عادی مثل سایر چیزاست؟ کما اینکه خود من خبر کسانی که آرزوی یک لحظه وضعیت من و شما رو دارند ندارم. بیماران بستری در بیمارستانها، زندانیها، گرسنگان آفریقا و بقیه ی قاره ها، اون بچه ای که یتیمه، اونهایی که همین امروز فهمیدند دارند نابینا میشن، اونهایی که همین امروز بچه شون رو گم کردند، اونهایی که همین امروز عزیزی جلوی چشمهاشون پرپر شد، و  اون که امروز تمام دارایی و زحمات چندین ساله اش در آتش سوزی از بین رفت، اونها که صبح با عزیزی خداحافظی کردند و اون عزیز دیگه برنگشت، اونی که امروز نتیجه ی آزمایشهاش نشون داد به بیماری کشنده ای مثل سرطان یشرفته کبد مبتلاست. .... تا کجا بشمرم؟؟!

خدایا برای همه ی نعماتت شکر. مخصوصا اونها که اونقدر بدیهی هستند که فکر میکنم امکان نداره در یک چشم به هم زدن ازم گرفته بشن. خدایا از اینکه اینقدر بی معرفت و ناشکر هستم شرمنده ام. حواسمو خیلی خیلی خیلی جمع کن. به اندازه ی بزرگی خودت تا بتونم شکر کنم. خدایا، بیخبر و بی خیال همه چیز بودن اصلا خوب نیست. توبه! حرف امروز بعداز ظهر رو پس می گیرم. از اینکه گفتم بودن در همچین محلی و لذت بردن از دوچرخه سواری آرامم میکنه شرمنده ام. هم شرمنده ی تو و هم  دعاگوی اونهایی که به نوعی گرفتار و پریشانند.

خدایا .... برای همه ی اون نعمت هایی که بلد نیستم بشمرم ممنونم! 


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آذر 1386
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 22372